تبلیغات
گلگشت

 

یا امام رضا  عمری   ریزه خوار توهستم   سال نو بحمدالله     در جوار تو هستم

هرجا که روم     رو سوی توام    ای ضامن من    آهوی توام   یا امام رضا ۴

ای ستاره ایمان   ای مه جهان افروز     هرروز من ای مولا    در حرم بود نوروز

با مهر شما      غرق در گلم     عشق تو برد    عقده از دلم    یا امام رضا ۴

ای رئوف اهل البیت   دل ربودی از دستم     گربدم ولی مولا    میهمان تو هستم

ای نگاه تو    حل مشکلم    دور گنبدت    پرزند دلم    یا امام رضا ۴

میزنم زدل فریاد  تا صحن رضا دارم    هم مدینه هم مکه   هم کرببلا دارم

مولای منی   من موالیم    رد نمی کنی    دست خالیم  یا امام رضا ۴

عید ما یعنی نشستن در بهار                               در بهار رحمت پروردگار

عید ما یعنی جلای قلبها                                   روءیت مهر و صفای قلبها

عید ما یعنی خلوص و مغفرت                                برسر افراد نور مغفرت

عید ما یعنی جدا از هر گناه                         دل سپردن بر خدا در هر نگاه

محفل عصیان گزینی عید نیست              با گناهان هم نشینی عید نیست

عید ما یعنی طلوع روی نور                              هردلی آماده فیض حضور

عید ما یگرنگی و هم عهدی است              عید ما دیدار روی مهدی است

عید ما یعنی که زهرائی شدن                     قطره بودن لیک دریائی شدن

عید جمعی راهی صحرا شوند                      سبزه زاری دیده و شیدا شوند

من گلم شیدای عشق عالمین                    سبزه زار ما بود صحن حسین

یاد کردن از عزیزان عید ماست                  شادی روح شهیدان عید ماست

*******************************************

ای نگار من دلم را با تو دمسازش کنم

گر نباشد لطف تو کی با همرازش کنم

مهرورزم خدا آنهم به مهرت تاکه من

سینه با سوختن در عشق ممتازش کنم

سال دیگر رفت و امشب سال نو را باحضور

در جوار ثامن الاطهار ع آغازش کنم

دردها دارم درون دل خدایا کی شود

دلنوازم را کنم پیدا و ابرازش کنم

با کلید عشق زهرا س و علی ع در هرزمان

باب رحمت گر برویم بسته شد بازش کنم

تا نبیند حشر روز حشر بی سرمایه ام

از ولایت گوهری دارم پس اندازش کنم 

 

 

*********************************************

دل من کرده هوای شهدا       برلبم هست ثنا ی شهدا

به خدائی که خدائی دارد      پای برجاست لوای شهدا

نرسد هیچ صفائی و وفا          به صفا و به وفای شهدا

شهدا نور به ما بخشیدند       ما چه کردیم برای شهدا

پشت کردن به شهیدان دارد   غضب و قهر خدای شهدا

میدهد بوی بهشت ازلی           محفل روح فزای شهدا

به دل کرببلا خورده گره      هردلی گشته سرای شهدا

حضرت فاطمه ام الحسنین       مادری کرده برای شهدا

*************************************************

تبریک به مولا ، تبریک به طاها
امروز ابالقاسم ، گردید اب الزهرا
یافاطمه الزهرا
*****
افتاده به دام غمت آهوی وجودم
قربان قدومت همه بود و نبودم
یا فاطمه یا فاطمه شد ذکر سجودم
شاد است پیمبر ، چون آمده کوثر
عالم شده گلباران ، از مقدمت ای زهرا
یا فاطمه الزهرا
*****
مفتون چلیپای دو ابروی تو هستیم
از باده کوثر همگی سر خوش و مستیم
دلرا به نخ چادر شبرنگ تو بستیم
ای بانوی محشر ، آئینه داور
دست من و دامانت ، در لحظه وانفسا
یا فاطمه الزهرا
*****
ای ماه که قنداقه ات از جنس بلور است
سرتاسر گهواره ات آغشته به نور است
بر لعل لبت آیه قرآن و زبور است
ای نوگل احمد ، محبوبه سرمد
ای دختر پیغمبر ، بنما نظری بر ما
یا فاطمه الزهرا
*****
آییه رخسار تو را ماه ندارد
دربانی دربار ترا شاه ندارد
خورشید به محراب رخت راه ندارد
ای بانوی محشر ، آئینه داور
دست من و دامانت ، در لحظه وانفسا
یا فاطمه الزهرا
*****

شاعر: حاج ابراهیم قانع

 

 باز امشب دل نمی گنجد ...
باز امشب دل نمی گنجد به پوست
باز امشب مست مستم کرده دوست
ساقی امشب باده پی در پی بریز
گل بریز و گل بپاش و می بریز
از خم کوثر می بی غش بده
می ز جنس آب ، نه آتش بده
ساقی امشب خارها گل می شود
دشتهای خشک سنبل می شود
کارها امشب به سامان می رسد
کار درد امشب به درمان می رسد
عرش را تا فرش آذین بسته اند
 هر طرف گلهای رنگین بسته اند
مطرب لاهوتیان دف می زند
حور می رقصد ملک کف می زند
کوه بی تاب است و دریا بی قرار
آسمان حیران زمین چشم انتظار
مکه مبهوت و مدینه در سکوت
کعبه محرم ، قبله در حال قنوت
در حجاز امشب صفایی دیگر است
غرق در شور و نوایی دیگر است
الغرض از انبیاء  و اولیاء
و ز ملائک تا رسولان خدا
جمله گرد خانه ای گردیده جمع
همچنان پروانه ها بر گرد شمع
خانه ای کوچک ولی کانون وحی
خانه اما مجلس قانون وحی
خانه ای کز آسمانها برتر است
شهر دلها خانه پیغمبر است
سقف آن لطف و زمینش رحمت است
فرش آن جود  و گلیمش عزت است
خشت خشتش قبله گاه عالم است
درب آن باب النجات آدم است
سینه ها بریان نفس ها در شمار
گرد خانه عالمی چشم انتظار
ناگهان جبریل آمد با شعف
رفت روی بام آن بیت الشرف
گفت مردم روح طاها آمده
فاش می گویم که زهرا آمده
کیست زهرا یاس خوش عطر رسول
راضیه مرضیه انسیه بتول
کیست زهرا کهکشانی منجلی
کیست زهرا کعبه عشق علی
کیست زهرا عالمی را نور عین
میوه قلب حسن جان حسین
کسیت زهرا عالمی حیران
ذره تا خورشید سر گردان او
گر نبود او هستی هستی نبود
ساغر و پیمانه و مستی نبود
گر نبود او عشق معنایی نداشت
هیچکس امید فردایی نداشت
گر نبود او زمزم و کوثر نبود
گر نبود او احمد و حیدر نبود
او تمام راز و رمز عالم است
افتخار دودمان آدم است
موی او واللیل رویش و الضحی
قد او طوبی و قدرش هل اتی
هرچه در عالم بود پابست اوست
هرچه در هستی بود از هست اوست
کیست زهرا قبله شرم و عفاف
کعبه گرد اوست در حال طواف
حجب و ایمان غنچه ای بر موی او
صبر و تقوی نیز ریگ جوی او
او بود روح تجلهای طور
در حقیقت نور محض و محض نور
قامت او عرش حق را قائمه است
هر چه در عالم بود از فاطمه است
اوست شمع و قلبها پروانه اش
ما همه مستاجران خانه اش
آی بی بی جان گدایان توأیم
خوانده یا ناخوانده مهمان توأیم
من کجا و میهمان فاطمه
من کجا و مدح خوان فاطمه
دولت این لطف و این فضل خدا
از تو دارم یا علی موسی الرضا
 
 

 عشق سر در گم رها می شد اگر زهرا (س) نبود   

مهر بی مهر و وفا می شد اگر زهرا (س) نبود 

با خد ا  و با   مرام  چهارده  معصو م   پاک 

قلبها کی آشنا می شد اگر زهرا (س) نبود

این سخن  بشنو تو از لبهای  رضوان  بهشت 

شیعه کی مهمان ما می شد اگر زهرا(س)نبود

د ر مدینه  طر حها  بر ضد  حیدر (ع) ریختند

نقشه ها کی بر ملا میشد اگر زهرا (س) نبود 

***************************************

امشب که صفامحفل جانانه گرهته

در بیت ولا قرص مهی خانه گرفته

امشب که دلت یاد بهشت ازلی هست

میلاد پر از نور حسین ابن علی هست

ساقی ولا آمد               ارباب وفا آمد

فطرس به کنار او         از بهر شفا آمد

دلا نظر کن زخود گذر کن بیا سفرکن سحر دمیده

ببین که خورشید و ماه شهر مدینه وکربلا رسیده

سپردن دل به عشق و مهرش نشان سر چشمه حیات است

وجود او تا ابد چراغ هدایت و کشتی نجات است

همیشه با ما    عنایتی دارد    که با سائلها     کرامتی دارد

مصباح هدا آمد                  تاثیر دعا آمد

ای خسته دلان امشب           بر درد دوا آمد

زدرگه خود نرانده کس را و لحظه ای هم مرا نراند

اگر نگاهش شود نصیبم دگر غمی در دلم نماند

حسین آمد    چه باصفا آمد     گل عشق و       بهشت ما آمد

حسین خون خداست      عزیز مصطفاست     پر از نور و صفاست

الا ای دل غمین           سر راهش نشین     که او مشکل گشاست

به بزم جشن او امشب         خوشم که مهمانم

خوشا آنکس که ذکر او   شده حسین جانم

حسین جانم حسین جانم حسین حسین حسین جانم

خدا کند یکشبی که ما هم به کربلا باشیم

نوای ما یا حسین باشد به نینوا باشیم

خدا کند تا ندیده ام کربلا نمیرم من

ضریح شش گوشه اش درآغوش خود بگیرم من

همانجائی   که زاده زهرا

لب تشنه   کنار دو دریا

میان خاک و خون دیدند که دست وپا میزد

همانجائی که زهرا را حسین صدا میزد

بیا مادر بیا مادر بیا بیا مادر

***************************************

 

 


دوشنبه 29 اسفند 1390

حاج ابراهیم قانع

   نوشته شده توسط: ابراهیم قانع    

مداح و شاعر دلسوخته اهل البیت(علیهاالسلام)

حاج ابراهیم قانع

مشهدالرضا(ع)

کاش من هم پیش تو قابل شوم

با تو بنشینم به تو واصل شوم(قانع)